صور فلکی

از ویکی نجوم
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۲۷ توسط Mahdi.256 (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

مردمان باستان تصور می کردند که می‌توانند خطوط اصلی چهره ها را در ستارگان آسمان شب پیدا کنند. این چهره ها معمولا شکل هایی از قهرمانان، اساطیر و خدایان افسانه ای، مخلوقات گوناگون و اجرامی بودند که به نظر آنها اثرگذار بر روی زمین اند. این، مفهوم عامیانه صورت فلکی است.

پرونده:Orion IAU.svg
شکارچی یکی از برجسته ترین صور فلکی آسمان شب است که به راحتی قابل تشخیص است.

در ستاره‌شناسی نوین، یک صورت فلکی(constellation)، یک بخش تعیین شده از سطح کره ی سماوی است. این تقسیم بندی به صورت استاندارد بین المللی است. صورت فلکی از دیدگاه تاریخی عبارت است از طرح هایی که با ستارگان پرنور و مهم آسمان شب زمین ساخته می شوند.

تعریف

در لاتین پسین، عبارت (constellātiō) را می‌توان به صورت "مجموعه ای از ستارگان" ترجمه کرد. این واژه اغلب در اختربینی به یک صورت واره ی فلکی که مورد توجه زیاد بوده، اطلاق می شده است. مانند استفاده ای که "آمیانوس" (Ammianus Marcellinus) مورخ قرن چهار رومی از آن کرده است. این کلمه از حدود اواسط قرن شانزدهم به بعد به "مساحتی از کره ی سماوی حول یک صورت واره ی فلکی" اطلاق می شده است.

عبارت صورت فلکی دورقطبی، به صورت فلکی ای اطلاق می شود که برای هر عرض جغرافیایی روی زمین جداگانه تعریف می شود و عبارت است از صورت فلکی ای که هیچگاه غروب نکند. در قطب شمال، تمام صورت فلکی های نیمکره ی شمالی آسمان، دورقطبی اند. در عرض های جغرافیایی جنوبی، عبارت غیررسمی صورت فلکی استوایی به صورت فلکی هایی اطلاق می شود که در زیر صور فلکی دورقطبی قرار دارند. البته می‌توان صورت فلکی های استوایی را به صورت فلکی های بین میل های منفی 45 تا مثبت 45 تعریف کرد؛ البته شاید بتوان آن را به صورت تمام صورت فلکی هایی که با استوای سماوی برخورد می کنند نیز تعریف کرد.

صورت فلکی های IAU

در کاربرد عام، یک صورت فلکی، گروهی از اجرام آسمانی است -عموما ستارگان- که در آسمان طرح و نقشی را پدید می آورند. ستاره شناسان امروزه هنوز از این سیستم استفاده می کنند، هر چند سیستم های نوین اندازه گیری مختصات از نظر دقت بر صور فلکی ترجیح دارند. طرحی از ستارگان که به صورت رسمی به عنوان یک صورت فلکی طبقه بندی نشده، به عنوان یک "صورت واره ی فلکی" (Asterism) شناخته می شود. یک مثال مشهور آن ،آبگردان(ملاقه) است که به عنوان بخش بزرگتر دب اکبر شناخته می شود، اما توسط انجمن بین المللی ستاره‌شناسی (IAU) به رسمیت شناخته نمی شود.

در سال 1922 ، "هنری نوریس راسل" (Henry Norris Russell)، انجمن بین المللی ستاره‌شناسی را یاری کرد تا همه ی کره ی سماوی را به 88 بخش مختلف(88 صورت فلکی رسمی) تقسیم کنند. عموما، این صور فلکی جدید، نامهایشان را از اجداد صورت فلکی یونانی رومی خود گرفته اند، از قبیل شکارچی (Orion)، شیر (Leo)، و عقرب(کژدم)(Scorpius). در حالی که برخی از صور فلکی مستقیما به یک رویداد اساطیری ،موجود یا شخصیت ارجاع داده می شدند و از آنها سرچشمه گرفته بودند، اما دسته بندی آسمان به طرح های قابل شناخت مخصوصا در عصر اکتشاف و پیش از اختراع قطب نما، برای موسسه ی حمل و نقل و ناوبری بسیار اهمیت داشت. با پیشرفت فناوری در ستاره‌شناسی، حرکت از سوی سیستم طرح محور به سیستم سطح محور است که اهمیت ارجاع به اساطیر باستانی را کمرنگ می کند.

مرزبندی ها

در سال 1930، مرزبندی های میان 88 صورت فلکی توسط "اگن دلپورت" (Eugène Joseph Delporte) به صورت موازی با خطوط بعد و میل، به طوری که 37 صورت فلکی به نیمکره ی شمالی و 51 صورت فلکی به نیمکره ی جنوبی تعلق داشتند، تعیین شدند. کارهای دلپورت، از اطلاعات مربوط به کارهای "بنجامین آ. گولد" (Benjamin Apthorp Gould) سرچشمه می گیرد که پیشنهادی مبنی بر تعیین مرزبندی هایی برای کره ی سماوی مطرح کرد. علت آن که تاریخ تعیین مرزبندی های صور فلکی اهمیت دارد، آن است که زمین حرکت تقدیمی می کند و نقاط اعتدالین آن طی 25900 سال ،یک دور کامل می زنند تا آن که دوباره به سر جای اولشان باز گردند. این اثر می‌تواند تأثیر به سزایی روی بعد و میل ستارگان بگذارد که با توجه به این اثر، محاسبات و اطلاعات دلپورت اکنون دقت خیلی بالایی ندارد.

نزدیکی

ستارگانی که مربوط به یک صورت فلکی اند به ندرت وابستگی حقیقی نجومی دارند، و نزدیکی ظاهری آنها ،از آن رو است که از روی زمین این چنین دیده می شوند و در واقعیت، سالهای نوری فراوانی از یکدیگر فاصله دارند. با این حال استثنائاتی نیز وجود دارد: صورت فلکی دب اکبر، دارای ستارگانی است که تقریبا با یکدیگر رابطه ی حقیقی دارند و فاصله ی آنها از یکدیگر زیاد نیست ، که به آن گروه متحرک دب اکبر گفته می شود.

گروه متحرک دب اکبر( همچنین کالیندر 285 یا انجمن خرس بزرگ) یک دسته ی ستارگان متحرک نزدیک است که با سرعت هایی یکسان در فضا سیر می کنند و تصور می شود که منشأی یکسان نیز داشته باشند. هسته ی آن در حدود 80 سال نوری دورتر قرار گرفته است. این انجمن ستارگان درخشان فراوانی دارد، که تعداد زیادی از ستارگان "ملاقه ی بزرگ" را شامل می شوند.

تاریخ

1-یونانی-رومی

در دنیای غرب، آسمان نیم کره ی شمالی از دوران باستان به تعدادی صورت فلکی تقسیم شده است که توسط یونانیان باستان تعریف می شدند. نخستین کار یونانیان باستان که با صور فلکی سر و کار داشت، کتابهایی درباره ی اساطیر و افسانه های ستارگان بودند. قدیمی ترین نمونه از این کار شعری است که توسط "هزیود" (Hesiod) در حدود قرن هشتم پیش از میلاد سروده شده است که اکنون تنها بخشهایی از آن در دست است. کاملترین کار که اکنون موجود است، و با سرچشمه ی اساطیری صور فلکی سر و کار دارد، توسط یک نویسنده ی هلنی پیش اراتستنی و یک نویسنده ی رومی پیش هیگینوسی ترتیب داده شده است. در قرن دوم پس از میلاد بطلمیوس تمام صور فلکی را با شرح مفصل در کتاب نافذ و قدرتمند خود،"المجسطی"، گردآوری کرد.

2-چینی

صور فلکی چینی، با صور فلکی غربی تفاوت بسیار دارند و این از آن رو است که گسترش ستاره‌شناسی چین باستان ، کاملا مستقل از غرب بوده است. یک تفاوت، آن است که چینیان همتای 12 صورت فلکی منطقه البروج، 28 "宿" یا عمارت چند دستگاهی دارند.

3-هندی

در ستاره‌شناسی ودایی، 12 صورت فلکی منطقه البروج ،"راشیس" نامیده می شوند. 12 راشیس بر روی استوا، کاملا مشابه 12 علامت ستاره ای غربی اند. اما این ها به 27 "ناکشاتراس" یا منزل ماه نیز تقسیم شده اند.

4-بابلی

بسیاری سرچشمه های صور فلکی منطقه البروج، در متون کهن بابلی یافت شده اند. از قبیل"مول.آپین.اِکس.لئو" (Mul.Apin.Ex.Leo)

صور فلکی ابرهای سیاه

پرونده:Emu public.jpg
"شترمرغ استرالیایی در آسمان" ،صورت فلکی ای که به جای ستارگان، از سحابی های تاریک تشکیل شده است. بالای سر شترمرغ استرالیایی می‌توان صلیب جنوبی را مشاهده کرد؛ و عقرب در سمت چپ آن قرار دارد. سر شترمرغ استرالیایی، سحابی تاریک معروف کیسه ی ذغال است.

آن چه که در نیمکره ی جنوبی بیش از نیمکره ی شمالی چشمگیر و قابل توجه است، وجود ابرهای تیره ای است که مربوط به نواحی نزدیک به مرکز کهکشان راه شیری می شود. برخی فرهنگ ها و ملل برای این ابرها، شکل هایی متصور شده اند که با توجه به آنها صور فلکی ای از ابرهای سیاه( و نه ستارگان) ساخته اند. برای نمونه تمدن اینکاها ،این ابرهای تیره یا سحابیهای تیره در راه شیری را مانند حیواناتی متصور شده اند و ظاهر آنها را با بارانهای موسمی مرتبط می دانسته اند. همچنین برخی از استرالیایی های باستانی نیز این صور فلکی ابرهای سیاه را تعریف کرده اند، برای نمونه معروف ترین آنها" شترمرغ استرالیایی در آسمان" است که نامی است که به پاره ای از این ابرها داده شده است.

صور فلکی امروزی

آبمار • آتشدان • ارابه‌ران • اژدها • اسب بالدار • اسب کوچک • اسکنه • آفتاب‌پرست • بادبان • بزغاله • برساووش • بره • پیاله • پیکان • تاج جنوبی • اکلیل شمالی • تازی‌ها • ترازو • تک‌شاخ • تلسکوپ • تلمبه • تور • توکان • جوی • چلپاسه • چلیپا • خرچنگ • خرس بزرگ • خرس کوچک • خرگوش • درنا • دلفین • دلو • دوپرگار • دوپیکر • دوشیزه • ذات الکرسی • روباه • زانو زده • زرافه • آندرومدا • ساعت • سپر • سکستان • سگ بزرگ • سگ کوچک • سنگتراش • سه‌پایه • سه‌سو • سیاهگوش • سیمرغ • شاه‌تخته • جبار • شلیاق • اسد • شیر کوچک • طاووس • عقاب • قطب‌نما • قنطورس • قیفاووس • کبوتر • کژدم • کشتیدم • کلاغ • کمان • کوره • کوهمیز • گاو • گاوران • گرگ • گونیا • گیسو • مار • مار باریک • مارافسای • ماکیان • حوت • ماهی پرنده • ماهی جنوبی • ماهی زرین • مثلث جنوبی • مرغ بهشتی • مگس جنوبی • میکروسکوپ • نهنگ • هشتک • هندی


منبع

کتاب صورت های فلکی ترجمه مهندس احمد دالکی

ویکیپدیای انگلیسی